close
تبلیغات در اینترنت
دوره های درک مفاهیم مذهبی در کودکان

دوره های درک مفاهیم مذهبی در کودکان

با شناخت صحیح از مراحل و دوره های کودکی، می توانیم آموزش‌های مذهبی اعم از نماز و روزه را در کودکان به نحو صحیح پرورش دهیم.

 

دوره كودكی اول ( تولد تا 4 سالگی )

مرحله ای است كه كودك در آن موجودي كاملاً وابسته است و بيش ترين زمان عمرش را در آغوش مادر يا در كنار او مي گذراند . توان تقليد از ماه چهارم ولادت به صورت بسيار ضعيف در كودك ظاهر      مي شود ، ولي در پايان اين مرحله شديداً قوت مي گيرد . كودك دوست دارد از والدين و مخصوصاً از مادر و بعدها از پدر خود تقليد كند . به اعمال عبادي مادر ، به خم و راست شدن او ، در حين نماز ، حساس است . دوست دارد چون او عمل كند ، همانند او لب بجنباندو ذكر گويد و اين خوديك فرصت مقدماتي براي دعوت به تقليد نماز است.(قائمي ، 1375 )

دوره كودكي دوم ( 4 -7 سالگي )

اين دوره شامل خردسالان ، يعني كودكان پيش دبستاني و حتي كودكان در دو سال نخست دبستان  مي شود . در اين دوره تفكر ديني كودكان دو ويژگي عمده دارد :

1-    خود محور بودن      2- تك كانوني بودن

خود محوري بدين معناست كه داوري هاي كودك صرفاً از نظر گاه خود او صورت مي گيرد . او نمي تواند خود را به جاي ديگران بگذارد و از چشم آنان به قضيه بنگرد. تك كانوني بودن يعني يك جنبه از يك حادثه را جدا مي كنند ، و نه جنبه مهمي از آن را . به خدا در قالبهاي بسيار انسان گونه نگريسته ، آشفتگي زيادي در ذهن كودك درباره خدا وجود دارد.مثل اين كه او تصور مي كندخدا در بهشتي زندگي مي كندكه در آسمان ها قرار دارد ، او نيز گرسنه مي شود و غذا مي خورد و خداوند مردم را به دو دسته خوب ها و بدها تقسيم مي كند . ( باهنر ، 1371 ) هنوز هم كودكاني با اين تصور بزرگ مي شوند كه انگار « خداوند موجودی است با قدو قامت رشيد و چهره اي مهيب كه در آسمانها بر تختي نشسته ، به هر كاري كه بخواهد دست مي زند و عده ای را بدبخت و برخي را خوشبخت مي كند» ( زرهاني ،1380 ) كودكان در اين سنين بسياري از واژه هاي مذهبي را به كار مي برند ، اما معني آن را در نمي يابند. ( باهنر ، 1371 )

 

دوره كودكي سوم ( 7-9 سالگي)

در اين دوره كودك به سوي تفكر عملياتي حركت كرده ، به مراتبي از تفكر عيني دست مي يابد . تفكر عيني كودك داراي اين مزيت است كه دركش از انديشه هاي مذهبي ، كم تر رنگ خيال دارد و ديگر آن كه تصورات مذهبي را كه غالباً انتزاعي اند ، به همان معناي تحت اللفظي معنا مي كند . يكي از كودكان كه مورد سئوال « گولدمن » قرار گرفته بود ، در پاسخ به اين سئوال كه : منظور از اين گفته مسيح – عليه السلام – كه انسان نمي تواند با نان خالي زنده بماند چيست؟ بيان داشت : يعني بايد با نان ، چيز ديگري مثل كره هم خورد . در حالي كه منظور اصلي اين عبارت احتياج بشر به معنويات است . كودك نكته اصلي را در نيافته است ، چرا كه اسير تفكر عيني است . تصوير خدا نيز بيش تر فوق انساني است تا فوق طبيعي ، او در آسمان زندگي مي كند وگاهي نيزبه زمين سرمي زند.خدا قدرتمند،اما رفتارش غير قابل پيش بيني است (باهنر،1371 )

عشق به خدا و دوستداري او در آنان قوي مي شود . آن ها تدريجاً دريافته اند كه در عين مهر و محبت ، حسابرسي ، كيفر و عقوبت هم دارد . روايات اسلامي ما والدين را به در خواست اقامه نماز از فرزندان در اين سنين دعوت مي كنند . در همه حال در واداشتن كودك به نماز و عبادت ، وضو ساختن و .... اصل بر مدارا ، لطف ، تدريج و مداومت است . ( قائمي ، 1375 )

دوره كودكي چهارم ( 9-12 سالگي )

تفكر عيني در فهم مواد مذهبي تا سن عقل ( 13 سال ) غالب است . به طور تقريبي مي توان گفت كه اين دوره بين خيال پردازي و منطق بزرگسالان قرار دارد . در اين دوره تحول كيفيت تفكر در باره خدا را     مي توان عبور از تصوير فوق انساني به فوق طبيعي دانست . قدرت الهي هنوز متأثر از مصاديق فيزيكي است . ارتباط كودك با خدا با نوعي ترس در برابر گناهاني كه انجام داده است ، همراه مي باشد . تصور آنان از شيطان اين است كه شيطان موجودي شرير است كه در وراي تمام بدن هاي آدمي مي توان جاي پاي او را يافت . معبد و مساجد به نظر آنان مفاهيم كودكانة خود را از دست داده ، به عنوان مكان عبادتي كه بزرگسالان براي شناخت بيش تر خدا و پيامبر و دستورهاي ديني به آن جا مي روند ، تبديل مي شود . اين مكان هاي مقدس ، كودكان را در جهت نيكوتر شدن مدد مي نمايند . ( باهنر ، 1371 )

اگر درباره نماز با كودك بحث شود مي توان آن را در يابد و باور كند ، يا اگر از پاداش و كيفر خداوند براي او سخن بگوييم ، به خاطر وصول به لذت بهشتي و دوري از عقابهاي احتمالي خداوند حاضر است نماز بخواند . اغلب عبادات او از نوع تجارت با خدا و نوعي بده و بستان به حساب مي آيد و هنوز در شرايطي نيست كه عبادتي ناشي از عرفان داشته باشد.شور مذهبي ، مخصوصاًدرارتباط با جنبه الگويي والدين، در كودك پديد مي آيدو اين شوردرسنين بلوغ مي تواند با شعور در آميزدو پايه اي براي تمام عمر باشد.( قائمي، 1375 )

 

--------------------------

 1- باهنر ، ناصر ، ( 1371 ) : « آموزش معارف ديني به كودكان » مجموعه مقالات سمپوزيوم جايگاه تربيت در آموزش و پرورش دوره ابتدايي ، تهران انتشارات تربيت .

2-زرهاني ، احمد ( 1380 ) : « مروري بر عوامل موثردر تربيت ديني با تاكيد بر روش آموزش مشاركتي و فعال » ، نگاه به رويدادهاي آموزش و پرورش ، وزارت آموزش و پرورش ، سال دهم ، شماره 180 .

3- قائمي ، علي ( 1375 ) : اقامه نماز در دوران كودكي و نوجواني ، تهران ، ستاد اقامه نماز .

نظرات () تاریخ : سه شنبه 15 فروردين 1396 زمان : 9:55 بازدید : 32 نویسنده :


مطالب مرتبط با پست جاری

  • راه های آشنایی کودکان با نماز

    راه های آشنایی کودکان با نماز

  • نقش رسانه در جذب کودکان به نماز

    نقش رسانه در جذب کودکان به نماز

  • حرف درگوشی با والدین و مربیان

    حرف درگوشی با والدین و مربیان

  • اصل آسان گیری در آموزش نماز

    اصل آسان گیری در آموزش نماز

  • راه های ترغیب کودکان به نماز

    راه های ترغیب کودکان به نماز

  • شرط آمادگی کودک برای آموزش نماز

    شرط آمادگی کودک برای آموزش نماز



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

جستجو

آخرین ها برترین ها پیشنهادی

نظرسنجی


نظر شما درباره مطالب پایگاه چیست؟